پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

29

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

« عناصر ثابت تفسيرى » انجاميده است كه در حقيقت طرح اوّليّهء يك فرهنگ اصطلاحات قرآنى « يكوجهى » است . مقاتل در الوجوه و النظائر ، به اين فرهنگ ، منتها در سطحى بالاتر ، بازگشته است ؛ به اين معنى كه ترجمه ، چنان كه خواهيم ديد ، از تعريف كلمات آغاز مىشود و سرانجام از تفسيرى حقيقى سردرمىآورد ، كه عبارت است از توضيح معانى نهفته در هر كلمه ، در سطوح متفاوت ، و بر حسب موردى كه كلمه به كار رفته است . در حالى كه در اثر قبلى ، انتخاب متوجّه كلماتى بود كه معنى يكسان و لا يتغيّرى داشتند ، در اين اثر دوم كلمات مورد نظر يا آنهايى است كه چندين « وجه » يا چندين معنى دارند ، يا آنهايى كه « نظائر » يا مترادفات آنها را از سوره‌اى به سورهء ديگر مىتوان يافت . اين دو روش البته در تفسير كبير به كار رفته است ، ولى استعمال آنها به طور منظم ( systematique ) نيست . در تفسير كبير ، قرائت با توجّه به سياق كلام كه معنى كلمه را براى مقاتل روشن مىكند صورت مىگيرد ، و اين معنى در ترجمه بازگردانده مىشود . مقاتل بر خلاف ابن عبّاس ، هيچ گاه از بستر كلام قرآنى خارج نمىشود تا معنى كلمه‌اى را مثلا با توجّه به استعمالات اعراب در اشعار ما قبل اسلام توضيح دهد . البتّه مقاتل از اين معنى غافل نمىماند كه كلماتى را كه منشأ عربى ندارند يا مأخوذ از لهجه‌اى غير قريشىاند مشخص كند . « 32 » ولى توجّه او هيچ گاه از خود متن قرآنى منفكّ نمىشود ، و به يمن همين روش تحليل لفظى است كه ترجمه‌اش بسيار قابل انعطاف از كار در مىآيد و همهء تفاوتهاى ظريف معنايى را كه يك كلمه در سياقهاى مختلف كلام به خود مىگيرد منعكس مىكند . بنابراين ، ترجمهء مقاتل خود را تا سطح يك تفسير حقيقى ارتقا مىدهد و از خلال اين تفسير معلوم مىشود كه نخستين نسلهاى اسلامى قرآن را چگونه درمىيافتند . براى كسى كه در جستجوى پى بردن به چگونگى زايش و پرورش واژگان دينى در اسلام است ترجمهء مقاتل ارزش بسيار دارد . از اين رو ، در اينجا مىكوشيم تا شمارى از واژه‌هايى را كه مخصوصا در فرهنگ اصطلاحات عرفانى اسلامى پراهميت است بياوريم و معانى مختلفى را كه مقاتل با توجه به سياق كلام قرآنى براى آنها يافته است روشن كنيم . با اين كار مىتوان به روشى هم كه مقاتل در اين نخستين قرائت دنبال كرده است پى برد . واژه‌ها را به ترتيب الفبايى مرتب مىكنيم و در جاهايى كه جداكردن متن قرآنى از ترجمهء مقاتل آسان نيست ، ترجمه را داخل پرانتز مىگذاريم .

--> ( 32 ) . ظاهرا در نظر مقاتل ، بر خلاف مفسران بعدى ، قبول وجود كلمات غير عربى در قرآن مشكلى ايجاد نمىكند . نگاه كنيد به بلاشر ، مقدّمه ، ص 156 به بعد .